اشتباه های فروشنده های فروشگاه

اشتباهات فروشندگی در فروشگاه های امروز در کشور ما بیداد می کند. من سعی کردم از معمول ترین اشتباهات فروشندگی فروشگاه ها پرده برداری کنم و راه های جایگزین آنها را برای شما بازگو کنم. لطفا همراه من باشید و اگر نظری داشتید در پایان همین مطلب نظر خودتان را برای ما بگذارید.

در زمان تصمیم گیری خرید زیاد صحبت نکنید

افراد غیر حرفه ای  سعی می کنند این فروش را قطعی کنند و فکر می کنند با صحبت کردن زیاد در زمان تصمیم گیری خرید کمک زیادی به مشتری می کنند، اما کاملا برعکس است . حواستان شش دنگ جمع باشد که در زمان تصمیم گیری اگر مشتری از شما سوالی پرسید فقط صحبت کنید و سعی کنید جواب های کوتاه بدهید. اجازه بدهید متشری در مورد خرید خودش تصمیم بگیرد. افراد حرفه ای با این کار از نظر مشتری  نه تنها به او احنرام می دهند بلکه باعث می شوند فروششان با رضایت بیشتری انجام شود. گاهی هم ممکن است مشتری از خرید خود منصرف شود. عیبی ندارد، حداقل شما یک شخصیت محترم از خودتان به عنوان فروشنده ساخته اید. ارگر محصولاتتان خوب باشد مطمئن باشید برای خرید دفعه بعد شما جزء فروشگاه هایی هستید که حتما برای خرید به آن مراجعه می کند.

دور مشتری راه نروید

یکی دیگر از اشتباهات فروشندگی در فروشگاه ها که خیلی از مشتریان را فراری می دهد، این است که شما به عنوان فروشنده برای اینکه حرف های آهسته مشتری با همراهش را بشنوید دورو بر مشتری پرسه بزنید. حالا به هر بهانه ای دور مشتری پرسه نزنید مگر اینکه خودش درخواست کند. سعی کنید حریم تان را با مشتری حفظ کنید. افراطی بودن در این رفتار باعث خواهد شد مشتری در برابر شما و صحبت های شما گارد بگیرند یا در بهترین حالت بدون دیدن محصولات شما فروشگاه را ترک می کنند. پس به این مورد هم توجه داشته باشید چرا که متاسفانه به جرات می شود گفت که بیش از ۹۰ درصد فروشگاه هایی که در اطراف ما هستند همینکار را به تقلید نادرست از برندهای معروف انجام می دهند.

صحبت بی هدف نکنید

سومین اشتباه از اشتباهات فروشندگی ، صحبت کردن بی هدف از همه جا است. هنر فوق العاده ای که شما به عنوان یک فروشنده باید داشته باشید این است که بتوانید سوالات حرفه ای با هدفمندی بپرسید. همانطور که در مقاله هنر سوال پرسیدن برای مدرس ها و سخنرانان توضیح دادم، دو نوع سوال داریم، سوالات باز و سوالات بسته. سوالات بسته سوالاتی هستند که ما از مشتری می پرسیم و او با بله یا خیر به ما جواب می دهد. اما سوالات باز سوالاتی است که مشتری شروع به صحبت کردن می کند. وقتی بگذارید و ببینید محصولات شما چه نیازی از مشتری را برطرف می کنند و آنها را در پاسخ به سوالاتش بازگو کنید. با فرض اینکه تنوع محصولاتتان بالاست مثلا اگر فروشنده لباس هستید می توانید بپرسید معیارهاتون برای خرید لباس چیه؟ در جواب توضیحاتی بدهید و بگویید اجازه دهید من به بخش پی آی پی محصولاتمان که فقط مخصوص شماست راهنمایی کنم (‌سعی کنید یک سری محصولاتتان را در گوشه کنار فروشگاهتان که در دید نیست قرار دهید و از این تکنیک استفاده کنید.

تحمیل اجبار نکنید

اگر سوالات شما را جواب نمی دهند، سوال پرسیدن را فراموش کنید، این افراد افراد دیداری هستند و فقط باید ببینند. البته می توانید از تکنیک یخ شکنی هم استفاده کنید تا یخ آنها با شما بشکند. البته خیلی با احتیاط رفتار کنید. مثلا بر لب داشتن لبخند، استقبال گرم از مشتری، حسن جویی از یک مشتری، پیدا کردن تقاط مشترک تکنیک هایی هستند که با توجه به موقعیت باید اجرا شوند. مورد دیگر اینکه اگر مشتری نمی خواهد بخرد، لطفا اصرار نکنید و رفتار عیر حرفه ای نشان ندهید، همانطور که در بالا گفتم ممکن است مشتری در خرید های بعدی بازهم به فروشگاه شما بیاید و محصولات جدید شما را ببیند و شاید حرید کند. ماجرا همینجا تمام نمی شود. اگر کسی به فروشگاه شما آمد و قیمت محصول را از شما پرسید با زور به او پاسح ندهید و برند خودتان را خراب نکنید.

راهنمای اجباری مشتری نباشید

خود من زمانی که به فروشگاهی می روم که یکی دنبال من با فاصله کم راه می افتد بیزارم و دوست ندارم دیگر به آن فروشگاه بروم حتی اگر به مصولات آن نیاز داشته باشم. خیلی از فروشگاه هایی که سرمایه زیادی برای برپایی فروشگاه گذاشته، فکر می کند این روش خیلی خوب است  در حالی که این کار زیاده روی است و همانطور که در بالا گفتم، مشتری نسبت به فروشنده گارد می گیرد. راه جایگزین این است که در ابتدای ورود یک استقبال کنیم و بگویین محصولات و ببینید هرجا سوالی داشتید یا کمکی نیاز داشتید من نزدیک شما هستم.

 

شما چه اشتباهاتی کرده اید؟

مقاله ای که در مورد اشتباهات فن بیان در فروشندگی  را هم از دست ندهید، خیلی خوشحال می شوم اگر از اشتباهاتی که تا حالا اننجام دادید برای من بنویسید

راسی مظالب رایگان ویدیویی را در اینستاگرام من دنبال کنید.

صفحه کتاب هفت و نیم گام تا سخنرانی

معتقد هستم در تمام مراحل زندگی، اولین قدم و مهمترین قدم در موفقیت آن مراحل، داشتن فن بیان است.

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − 6 =