نقش باورهای ما در فروش

نقش باورهای ما در فروش

این مقاله را دنبال کنید تا متوجه شوید نقش باورهای ما در فروش چیست و چطور می توانیم از آن استفاده کنیم؟

باورهای ما به عواملی که در گذشته ما اتفاق افتاده است و در ناخودآگاه ما برنامه ریزی و پیاده سازی می شود برمی گردد ، شاید به خیلی از این باورها و رفتارها آگاه نباشیم و در صورتی که از ما بپرسند، آن را انکار کنیم ولی وقتی که صدای ما و تصویر ما را ضبط کنند و به خودمان نشان دهند باور آن برای ما سخت است ، این باور ها در ابتدا در خانواده شکل می گیرد.
وقتی ما روابط خانوادگی خود را می بینیم تحت تاثیر این روابط یک سری رفتارهای اجتماعی شکل می گیرد حال اگر در خانواده ای باشیم که پدر کارمند است و در ابتدای هر ماه حقوق معینی به حساب او واریز شود تمام تلاش پدر و مادر برنامه ریزی برای هزینه کرد مناسب آن پول تا آخر ماه و اگر امکان پس انداز هم وجود داشته باشد مقداری از آن پول را پس انداز کنند ، تمام تلاش این پدر و مادر خوشبخت کردن فرزندانشان است ولی دیدگاه این پدر و مادر همیشه صرفه جویی و پس انداز بوده و به فرزند خود نمی توانند ریسک در بازار را یاد دهند پس فرزند برای مواجه با خطرات بازار آماده نمی شود . پدر هم مرتبا به فرزند خود می گوید میخواهم تو به فلان جایگاه، بالای جامعه برسی در صورتی که خودش به دلیل ماهیت کاری هیچگاه خطری برای بهتر شدن اوضاع مالی خانواده نکرده است.
دسته دوم تاثیر گذار در شکل گیری باورهای ما آموزش و پرورش است، در آموزش همه ما معلمان زحمت کشی حضور داشته اند که خودشان از نظر مالی در شرایط سختی قرار داشتند و این اساتید قرار بوده راه خوشبختی را به ما نشان دهند در صورتی که اکثریت این قشر زحمت کش در تنگناهای مالی قرار داشتند و خیلی از این عزیزان برای گذران عمر مجبور به داشتن شغل دوم در کنار حرفه معلمی بوده اند، پس می توان نتیجه گرفت در این جا هم به ما نحوه کسب صحیح ثروت و روشهای خوشبخت بودن را نتوانستند به خوبی آموزش دهند . باورهایی که تا این مرحله وجود داشته همه از آرمان هایی گفته شده که هیچ کدام از گویندگان آن واقعا به آن ایمان نداشته اند .
در گام سوم، باورهای ما توسط صدا و سیما ایجاد شده که در اکثر فیلم ها و برنامه ها ثروت را آفت جامعه نشان داده اند و افراد ثروتمند را دزد و قاتل و قاچاقچی معرفی می کند ، در اکثر فیلم ها پول را عامل فساد می دانند و همیشه نشان داده شده که افراد فقیر دورهم جمع هستند و همیشه در صلح وصفا زندگی می کنند
ولی تا پای پول به میان می آید دوستی ها و صلح و صفا نیز به پایان می رسد و حتی این موضوع به خیلی قبل تر نیز بر می گردد، در فیلم های ایرانی این منطق رواج دارد حال این فیلم گنج قارون باشد و یا بسیاری از فیلم های امروز تلویزیون.
در گام چهارم فرهنگ ما باورهای ما را شکل می دهد ، ضرب المثل شلوارش دوتا شده رو همگی شنیدیم، یعنی تا به یه پولی رسید سر از بیراهه در آورد.
حال این باورها ( باورهای ما در فروش ) در مورد پول و ثروت در همه ما شکل گرفته است ، اما در دین تاکید به احسان و بخشش شده است اما افراد دیندار ما نیز گاها به دلیل همین باورها از پول و ثروت دوری می کنند ، در صورتی که باید این پول و ثروت را بدست آورد تا بتوان به همنوعان خودمان کمک کنیم.
در فروش ما اعتقاد داریم این باورهای محدود کننده باعث می شوند ما تا یک سطح درآمد خاصی تلاش کنیم و پس از آن به دلیل ترس از به بیراه رفتن تلاش خود را متوقف می کنیم.
به نظر شما کدام یک از عوامل بالا مهم تر و تاثیرگذارتر است؟

مقالات دسته ی فروش را از دست ندهید. همچنین اینستاگرام من پر از مطالب جالب است. دنبالش کردید؟

صفحه کتاب هفت و نیم گام تا سخنرانی

معتقد هستم در تمام مراحل زندگی، اولین قدم و مهمترین قدم در موفقیت آن مراحل، داشتن فن بیان است.

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده − دو =